امروز با چندتا کار سپید کوتاه در خدمتم
دیر می رسم
مثل همیشه
دورت را گرفته اند
گلم را پنهان می کنم
فاتحه ای می خوانم و بر می گردم
....................................................................
کاش ماهیها می دانستند
زاینده رود
هیچ وقت به در یا نمی رسد
.....................................................................
خونم را هدیه نمی کنم
نه
غیرتم اجازه نمی دهد
در رگان دیگری باشی
.....................................................................
خاطراتم
حلقه
حلقه
دود می شوند
قلیانها
بی توطعم دیگری دارند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|